مهتا و صهيب
باورم كن عزيز....
اولین شعر نیمایی خودم تقدیم به بهترینم... می نوازد قلبم ساز دلتنگی را ... و دو چشمم شده بارانی و خیس... باز در ذهن سوالی دارم!! "که در این شور چرا نیست کسی؟! یا که دستی بفشارد دستم؟! " و در این تاریکی نیست تنهایی من در یادش.... تا ابد خواهم گفت... می نوازد قلبم ساز دلتنگی را... "سراب"(صهیب) دوش به درگاه تو آمده ام در مبند گرچه درت بسته نیست چشم دلم را مبند زین همه درد و گناه پیش تو گشتم خجل مرحم زخمم بده درب امیدم مبند "سراب"(صهیب شقاقی) مهدیه دوستت دارم امیدوارم ... همه یادت برایم زندگی بود / به غیر تو همه افسردگی بود تو امید دل پژمرده بودی / وجودم را تو با خود برده بودی نگاه تو همه آرامشم بود / کنارم بودنت آسایشم بود تو رفتی زندگی خاکستری شد/ دوچشمانم به درها بستری شد "سراب"(صهیب)


| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









